عز الدين حسينى زنجانى
16
راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)
متعالى بودن ذات الهى است . و نيز مولاى متّقيان على عليه السلام دربارهء بندگى شيطان مىفرمايد : و كانَ قَد عَبَدَ اللّهَ سِتَّةَ آلافِ سَنَةٍ ؛ « 1 » شيطان در ميان اصناف مَلَك شش هزار سال خدا را پرستش نمود . شيطان علاوه بر مبدأ ، معاد را نيز مىشناسد و به آن جزم دارد ؛ زيرا از خداوند متعال تا فرارسيدن قيامت مهلت مىخواهد و آن وعده و مهلت را خواستهء خود از ساحت ربوبى قرار مىدهد و مىگويد : « رَبِّ فَانْظِرْنى إِلى يَومِ يُبْعَثُونَ » « 2 » ؛ پروردگارا ! مرا تا روز مبعوث شدن مردمان مهلت بده . بر اساس اين آيات شريفه شيطان قيامت و معاد را مىشناسد و با اندك تأمّلى در اينگونه آيات روشن مىشود كه تنها شناخت و معرفت ، معادل با ايمان نيست ؛ زيرا اگر ايمان ، تنها شناخت باشد بايد گفت : شيطان از مؤمنان است در حالى كه آيهء شريفه تصريح فرمود كه او از كافران بود : « كانَ مِنَ الْكافِرينَ » . ب ) پاسخ حَلّى همانطور كه در توضيح پاسخ نقضى گفته شد ، ايمان تنها شناخت نيست و نياز به عنصر ديگرى نيز دارد . براى توضيح بيشتر و تفهيم بهتر ابتدا مثالى مىآوريم و سپس به تشريح آن مىپردازيم : اگر ميان دو نفر در يك صنعت و فن ، هم چشمى و رقابت بوده و يكى از آندو از ديگرى ضعيفتر باشد ، اين فرد ضعيفتر نسبت به آنكه قوىتر است حسد ورزيده و رشك مىبرد . اگر چه او رقيب را درك مىكند و در
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ( محمد عبده ) خطبهء قاصعه ، ص 287 ( 2 ) . حجر ( 15 ) آيهء 36